محمد رضا نصيرى

145

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

اسلام پناها ، چون آن شهريار خلافتمدار اين دوستى شعار را برادر بزرگ مىباشد و وعدهء اين نوع محبت پيشگى به اظهار دوستى هميشگى فرموده‌اند سلطان كشورگشاى دارا - لملك دل و فرمانرواى معمورهء اين مشت گل يعنى مودت جنانى اختيار از حدود امر و تخلف از منهج رضاى اعليحضرت خاقانى ا مجوز نداشت . لهذا رضاجويى خاطر همايون را لازم دانسته مامول آن حضرت را ممضى و امر مصالحه را به نحوى كه صورت ماجرا ملحوظ اعيان دولت بهيه مىگردد پذيراى حسن قبول و ارتضا و نظيف افندى را مقتضى المرام و مرخص به انصراف و انثنا ساختيم . چندان كه صاد صداقت و لام الفت و حا محبت به كلك تقدير نقش الواح قلوب بنى آدم است ان شاء الله الرحمن اين صلح سراسر صلاح نگاشته صفحه عالم و ثبت بقاى آن به اثبات لوح و قلم توام باد . الباقى نير جهانتاب خلافت و شهريارى ، به عون و تائيد جناب بارى ، نورپاش عرصه كامكارى و فروغ بخش فضاى جهاندارى باد « 3 » . مهر : برگزيده قادر در جهان بود نادر

--> ( 3 ) - بايگانى نخست‌وزيرى تركيه نامه همايون ج سوم ص 56 - 55 .